خودم خانم،برارم سلطان،خودم پيرهن ندارم،برادرم تنبان (خودم خان هستم برادرم سلطان)اين مثل را در مورد مردم«قورتى»و لافى كه با دست تهى يا فرومايگى ابراز نيت و بقول عوام «منم»كنند ايراد نمايند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص241) 
دامبول و دَمبول نقاره،عروس تمون(تنبان)نداره به مناسبت مخارج بيهوده و بريز و بپاش گويند. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص358) 
تنبان مرد كه دوتا شد به فكر زن نو مىافتد وقتى مرد پولدار شد به فكر ازدواج تازه مىافتد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص240) 
كيك در تنبان(يا شلوار يا پاچه) كسى افتادن مضطرب و نگران شدن. مثال:به مجردى كه قواى دولتى براى سركوبى ياغيان از اردوگاه خود حركت كرد كيك در تنبان آنها افتاد و همگان فرار را برقرار ترجيح دادند.و«كيك در تنبان كسى انداختن»بمعنى كسيرا مشوش و نگران ساختن است. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص476) 
دست به تنبان زن كه زدى توقعش زياد مىشود همانند ننه به بابا مفت نمىدهد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص379) 
تنبان مرد كه دو تا شد بفكر زن نو ميافتد در گذشته چون تعداد زوجات در ايران بسيار معمول بوده برخى زنان سعى داشتند شوهرانشان داراى مال فراوانى نشوند تا بهوس تجديد فراش نيفتد و اين مثل از آنجا پيدا شده است.همانند:پول كه زياد شد خانه تنگ مىشود زن زشت! 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص166) 
عروس نه تا تنبان دارد مفت كون گندهاش اگر او ثروت و نعمتى دارد فايدهاش عايد خودش مىشود،ما چرا زير بار منت يا كبرفروشى او باشيم. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص405) 
مرد كه تنبانش دوتا شد فكر زن نو مىافتد به مثل«تنبان مرد كه دوتا شد...»رجوع شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص560) 
مرد كه تنبانش دوتا شد فكر زن نو افتد كسى كه وضع ماليش بهبود يافت به فكر زن تازه گرفتن مىافتد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص691) 
اين حرفها براى فاطى تنبان نمىشود (عامه تمون گويند).كار با وعده پوچ انجام نمىشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص102) 
كيك در تنبان كسى افتادن(يا)افكندن نگران و هراسان شدن يا كردن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص616) 
شپش در كلاه و كيك در تنبان داشتن ناراحت بودن،در زحمت بودن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص505) 
اين حرفها براى فاطى تنبان نميشه (نميشود)با اينگونه حرفها و وعدههاى توخالى و بىعمل نميتوان قانع شد.همانند: با اين چسوپس قبر بابا بسته نميشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص72) 
حرف از براى فاطمه تنبان نمىشود (با حرف درد جامعه درمان نمىشود...)حالت 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص305) 
اينها براى فاطمه تنبان نمىشود (كارى بكن كه فاطمه تنبان بهپا كند...) 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص106) 
براى فاطى تمون(تنبان)نمىشود همانند به درد ناهار سرتيپ نمىخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص135) 
اينها براى فاطى تنبان نميشه اين حرفهاى يا اين كارها نتيجهبخش نيست، فكر ديگرى بايد كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص76) 
توهم يك تنبان پيش خدا دارى نوميد مباش. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص250) 
شلوار(يا)تنبان كسى را كندن او را رسوا و بىآبرو ساختن.در منازعه بهطور تهديد گويند (تنبانت را درمىآورم). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص512) 
براى فاطى تنبان نمی شود نظير: از اين چيزها قبر آقا درست نميشود. بدرد نهار سرتيب نميخورد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص413) 
تنبان خود را خراب كردن (عامه تنبون گويند).سخت ترسيدن.(از ترس تنبان خود را خراب كرد). 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص240) 
بند تنبان كسى شل بودن در مورد هر مردى گفته شود كه با هر زنى هر جائى درآميزد يا هر زنيكه در مقابل هر مردى تسليم شود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص116) 
براى فاطى تنبان نشد رجوع شود به مثل: اين حرفها براى فاطى تنبان نميشود. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص98) 
خايه توى تنبانش نيست مرد ترسو و جبانى است-شهامت و شجاعت ندارد. مثال:اين افسر خايه توى تنبانش نيست، وگرنه مغلوب كردن يك دسته كوچك دشمن كار مهمى نيست. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص221) 
عروس بىتنبان بودن بىآبرو شدن،از عزت افتادن. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاحفرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص541) 
توى تنبانش ريد در كمال سختى ترسيد.مثال وقتى صداى شليك توپ بلند شد او توى تنبانش ريد.همانند:خودش را نجس كرد.تنكه را زرد كرد. 
توصیف این مدخل بصورت ماشینی استخراج شده است
( , ص172) 